۱۳۸۷ مرداد ۷, دوشنبه

....................هنر در عكاسي - عكاسي در هنر........................
برخی از تأثیرات سورئالیسم در عکاسی
- تمایل سورئالیست ها به تجربه و آزمایش ، همکاری سورئالیسم و عکاسی را در پی داشت. تأکید سورئالیسم به خلق آثار حاصل از خودکاری ذهن و ضمیر ناخودآگاه موجب شد عکاسان به هر چیزی که ظاهراً ماوراء الطبیعی بود اما علتی تصادفی در ذات و سرشت داشت – مثلاً اشیا یا صحنه هایی که به وسیله ی طوفان یا واکنش اتفاقی انسان ایجاد می شد – علاقه نشان دهند.
- با توجه به اهمیت سورئالیستی عکس های اتفاقی ، عکاسان همه ی قید و بندها را کنار گذاشتند و به ثبت هر نوع صحنه ای که بر بیننده تأثیر می گذاشت پرداختند.
- دنباله ی سورئالیستی حاضر آماده های دادا ، پدیده ی شیء یافت شده بود که البته قبلاً در برخی از عکس های آتژه نمودار شده بود. کادربندی های تصادفی به عنوان شیء یافت شده مورد علاقه ی عکاسان سورئالیست قرار گرفت. برخی از عکاسان به طراحی کادربندی های ساختگی جهت خلق عکس های رویایی و سورئالیستی پرداختند...
فعالیت های سورئالیستی دادائیست ها
- اجرای نقش برجسته های آزاد و کلاژهای تصادفی( اولین بار از عکس به صورت مستقیم در ترکیب یک اثر هنری استفاده کردند ).
- ابداع فتوکلاژ و فتومونتاژ
- ابداع شادوگراف توسط کریستین شاد ؛ ثبت سایه ی اشیا به صورت تخت و بر روی کاغذ عکاسی . حاصل انتخاب غیرعمدی و ترکیب تصادفی اشیا. مطالعه ای در زمینه ی شکل و فرم بوده و حالتی اسرار آمیز داشت.
- ابداع ریوگراف توسط من ری ؛ به دست آوردن شکلهای سه بعدی با درجات خاکستری مختلف بر زمینه ی سیاه، از طریق قرار دادن اتفاقی اشیای معمولی بر سطح حساس عکاسی و تاباندن نور بر آن.
- مطرح شدن حاضر آماده های دوشان که بعدها یکی از عناصر کلیدی عکاسی سورئالیسم ( شیء یافت شده ) شد. همچنین استفاده ی دوشان از تابلوی مونالیزا به عنوان یکی از ردی میدهایش در تابلوی سبیل مونالیزای خود که مقدمه ای بر استفاده از عکس در حرکت های هنری بعد از خود شد.
- ماکس ارنست نیز با تهیه ی آثاری در زمینه ی کلاژ و همچنین فتومونتاژ ، استعداد و نبوغ خود را در القای هویت دوگانه ی اشیا نشان داد. عنصر خیال پردازی از مشخصه های اصلی کارهای او می باشد.
هنر زميني و عكاسي
در اوايل دهه‌ی 70 شماری از هنرمندان كه مورد عنايت اقتصاد گشاده دست اما به شدت مشكوك ارزش‌های فراگير هنری و فرهنگی قرار می‌گرفتند، از طريق كار با فضاهای محيطی به كشف ديگرباره‌ی برخی از ويژگی‌های بديع هنر، كه در اثر پيشرفت‌های تمدن مدفون شده بود، همت گماشتند. اينها با رد خونسردی، عقلانيت صريح و گرايش‌های مادی غالب در آثار دهه شصت، تعريف مجدد شكل بيرونی و ارزش درونی هنرشان را آغاز كردند. همه باور داشتند كه انگيزه اوليه آفرينش هنری نه در تزيين، سرگرمی گذرا يا كسب مقام و مال، بلكه در فعاليت پر معنايی ريشه دارد كه هنرمند و مخاطبانش را از راه‌هايی خاص در تماس با جهان قرار می‌دهد. اين افراد به گونه‌ای روزافزون از زندگی بصری دور شدند و فاصله گرفتند؛ الهام آنها بيشتر از جوامع اوليه‌ای ريشه می‌گرفت كه ارتباطات فرهنگی نزديكی با محيط‌های طبيعی داشتند. هنرمندان محيطی معاصر معتقد بودند كه فعاليت‌های گسترده‌ی آفريننده در جوامع پيش از صنعت، هنوز الگوی هنری به جايی است و می ‌تواند در ميان بسياری از جنبه‌های زندگی مدرن به گونه‌ای مؤثر عمل كند، و از اين راه نقشی را كه هنر در جهان ايفا می‌كند، گسترش دهد. پيش از هر چيز اين كار بازگشت به طبيعت را نشان می‌دهد، نه « طبيعت» روستايی و ايده ‌آل شده‌ی قرن گذشته، بلكه ديدگاهی گسترش يافته از محيط و آگاهی نسبت به نقشی كه قوای اقتصادی، روانی، فرهنگی، و زيستی در حيات ما دارند. اين هنرمندان به عنوان كيميا گرانی امروزين عمل می‌كنند كه عناصر عادی را به رويدادها و ساختار‌های جادويی بدل می‌كنند، كه روان‌های ما را تازه می‌گرداند. در اين فضاها، الگوهای كهنه انديشه با تجربه هايی تازه جايگزين می‌شوند كه برای درك جديد چشم انداز شهری و ارتباط ما با گياهان و جانداران، تاريخ شناخت زمين، معنای نمادين سرپناه و تغيير ارتباطات اقتصادی-اجتماعی فرصتی در اختيار ما قرار می‌دهد. هنرمندان محيطی ايفای نقش‌های مستقيم در طبيعت را برگزيده‌اند: زيستن، تجربه و كنش متقابل با آن، و نه فقط نمايش آن. در نتيجه، علاقه‌ی واقعی اين افراد در كل « روند » آفرينش هنری است، نه فقط محصول تمام شده‌اش. آنچه اين هنرمندان در آن شريك‌اند، نه موضوع ، مواد خام يا روش‌های كار، بلكه علاقه‌ی آنها و تعهدشان به ديدگاهی گسترده تر از آفرينش هنری و از اين راه كشف خود است. مثلا كريستو هنرمندی است كه رويدادهای گسترده‌ی پيكره واری را هماهنگ می‌كند كه به روش‌های تجربی، كنش متقابل با نيروهای سياسی، اجتماعی و اقتصادی عصر ما را كشف می‌كنند. كارهای زمينی رابرت اسميتسون، تفكراتی است درباره‌ی زمان زمين‌شناسی و تاريخ مدفون در درون لايه‌های زمين. كار اسميتسون ادراكات تازه‌ای را درباره‌ی چشم انداز معاصر و چگونگی ارتباط ما با آنها به روشی مثبت ممكن می‌سازد.